گنجشکهای پاییز در بهار 90

 

اولین مجموعه ی غزل همشهری و دوست بسیار ارجمندم خانم اعظم سعادتمند به نام " گنجشکهای پاییز " به نمایشگاه بین المللی کتاب می آید

گنجشکهای پاییز در بهار امسال توسط انتشارات "فصل پنجم" به چاپ رسید و یقیناً از آن دسته از مجموعه غزل هایی ست که ماندگار خواهد شد.

شاعر این مجموعه هم در عاشقانه سرودن تبحر و ذوق وسلیقه خاصی دارد  هم در سروده های  آیینی اش غزل های درخشانی آفریده ست که باعث حیرت بسیاری از نقادان ادبی کشور بوده ست

مطمئناً در آینده ای نزدیک شاهد موفقیت های روز افزون شاعر گنجشک های پاییز خواهیم بود

 

برای تهیه کتاب درنمایشگاه به  انتشارات فصل پنجم - ناشر تخصصی شعر – سالن ناشران عمومی راهرو20 غرفه 24 خواهیم رفت  

 

 واما غزلی از این مجموعه :

از من پذیرا باش شعری اتفاقی را

از بین انبوه قوافی یک اقاقی را

شاه خراسان پای عشق و عاشقی بگذار

این بیت های در هم هندی عراقی را

بعد از تو آهوها پی صیاد می گردند

دنیا ندیده ست اینچنین سبک و سیاقی را

مستانگی ها را چگونه شرح باید داد

وقتی گرفتند از زبان شعر ساقی را

زاینده رودم در سرشتم ردی از دریاست

تا کی بگریم سرنوشتی باتلاقی را

آقا به من فرصت ندادند این کبوترها

در نامه  بنویسم تمام اشتیاقی را...

دیگر مرا تاب سرودن بیش از این ها نیست

لطفاً شما بنویس از این لحظه  باقی را ...

 

و غزلی دیگر :

چه مادرانه به این نوعروس می نگری

چگونه دل بکنم از تو خانه پدری

به قهر می روم و آشتی نخواهم کرد

مگر که باز برایم عروسکی بخری

هنوز کودک خوش باورم درون من است

بگو برایم از افسانه های دیو و پری

صدای قلب مرا گوش کن دلم انگار

شده ست پهنه ی جولان اسب های جری

به دستپاچگی ام زیرکانه میخندند

زنان باخبر از شیوه های عشوگری

قبول !حادثه ای عاشقانه آورده ست

برای قصه من قهرمان تازه تری

ولی کسی که پر از آفتابگردان ست

ندارد از غم محبوبه های شب خبری

بگو به مرد من این شاهزاده شیرین نیست

زنی ست تلخ تر از طعم قهوه ی قجری

 

 

/ 17 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسن خسروی وقار

سلامی به سادگی و صداقت ابر. . وقتی که در چشمان من باران نمی گیرد فکر و خیال ابری ام سامان نمی گیرد... . به روزم و منتظر خواندن نقد و نظرهای سازنده ی شما هستم... [گل]

آرباطان

با ذکر تو شمشیر زده حضرت عباس سلام شاعر مثل همیشه خواندم تان و مثل همیشه زیبا بود دستتان درد نکند راستی اگر قابل بدانید به روزم و چشم به راه تان

فرشته آکار

سلام . خیلی مطلب زیبایی بود.

فرشته آکار

سلام. خیلی مطلب زیبایی بود.

احمدعلوی

در خبر بود که یک سرو رشید آوردند استخوانهای تو را در شب عید آوردند مادرت خواست که سربسته بگوید...بی تو قفلها باز نشد هرچه کلید آوردند سلام من احمدعلوی... خوشحال میشم ازحضورتون درضمن با افتخارلينك شدين[گل]

مهدی صادقی

سلام امير عزيز از اطلاع رسانيت ممنونم انشالله مجموعه ي شعر خودت به روزم ...

مریم محمدیان

سلام بزرگوار به روزم و منتظر کلیک رنجه تون. خزر بی تاب موج می زند

لیلا عبدی

سلام باید مجموعه ی جالبی باشه این دو تا غزل که خیلی خوب بود ممنون[گل]

...

سلام